ذبيح الله صفا
207
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
. . . در چنين زمانى كه قحط سال مروّت و فتوّت باشد و روز بازار ضلالت و جهالت ، اخيار ممتحن و خوار و اشرار ممكّن و در كار ، كريم فاضل تافتهء دام محنت و لئيم جاهل يافتهء كام نعمت ، هر آزادى بىزادى و هر رادى مردودى و هر نسيبى بىنصيبى و هر حسيبى نه در حسابى و هر داهيى قرين داهيهيى و هر محدثى رهين حادثهيى و هر عاقلى اسير عاقلهيى و هر كاملى مبتلى بنازلهيى و هر عزيزى تابع هر ذليلى باضطرار و هر با تمييزى در دست هر فرومايهيى گرفتار . . . توان دانست كه در ارتقاء مدارج عليا و استقراء مدارج قصوى ارباب فطانت و اصحاب كياست مجهود تا بچه غايت بذل كنند . . . » « 1 » . نتيجهء چنين مقدّمهيى همانست كه در گفتار ابن خلدون ديدهايم امّا خوشبختى در آن بود كه در پناهگاههاى فرهنگ ايران ، كه پيش ازين ذكر آن رفته است مدرسهها و مركزهاى علمى و عالمانى باقى ماندند و بادامه دادن سنّتهاى علمى قديم سرگرم بودند و علاوه برين چون آتش فتنهء اهريمنان آهنگ فرونشستن كرد و مختصر آرامشى در ناحيتهاى غارتزدهء ايران پديد آمد باز جمعيت عالمان و دانشمندان و طالبان علم از پريشانى رست و در برخى نقاط مجالسى از آنان تشكيل شد و اندكاندك بهمّت ايرانيانى كه درين مناطق گرد آمده بودند بازار دانش نيم رونقى گرفت ؛ و نيز چنان كه گفتيم در گوشه و كنار ايران ناحيتهايى بود كه در گرمى حملهء مغول از آسيب كلّى بر كنار ماند و درين نواحى همان مدارس و مساجد قديم با تشكيلات خود بر جاى ماند و گاه نيز بر عدهء آنها افزوده شد و به همين جهات در ايران عهد مغول مدارسى با تشكيلات كموبيش مرتّب يافته مىشد . مراكز تعليم در بغداد مدرسهء نظاميه كه پيش ازين دربارهء آن سخن گفتهايم « 2 » هنوز باقى بود ، و الناصر لدين اللّه خليفهء عبّاسى برين مدرسه موقوفات جديد و كتابخانهيى افزود و در سال 670 عطا ملك جوينى صاحب ديوان از محل موقوفات مدرسه بازار آن را كه سوخته بود از نو ساخت « 3 » . ابن بطوطه سيّاح معروف
--> ( 1 ) - جهانگشاى جوينى ، ج 1 ص 3 - 5 ( 2 ) - همين كتاب ج 2 ص 234 - 241 ( 3 ) - ابن فوطى ، حوادث الجامعة چاپ بغداد ، ص 371